تبلیغات
در راه ترجمه - ترجمه متن صفحه 66 (ترجمه پیشرفته1)
 
در راه ترجمه
رشته مترجمی زبان انگلیسی
درباره وبلاگ


آدرس ایمیل:
alijafarnodeh71@gmail.com

مدیر وبلاگ : ( علی )
نویسندگان

ترجمه پیشرفته 1
ترجمه متن
Hilda and Eustace

 

هیلدا و یوستس به نوبت کنار درشکه چی نشستند. نوبت یوستس آخر بود. لحظه ای را که از جاده اصلی خارج می شدند و به سوی مزرعه می رفتند را دوست داشت. هیلدا طوری با درشکه چی صحبت می کرد که گویی اطلاعات تخصصی در مورد اسب ها دارد. درشکه چی به او اجازه داد که شلاق و حتی افسار اسب را هم بگیرد. این امتیاز هم قبلاً یک بار به یوستس داده شده بود. یوستس در ابتدا از این احساس قدرت لذت می برد. اما ناگهان اسب تکانی به خود داد و شروع به تاختن کرد. درشکه چی افسار را از دست او گرفت و با آنچنان خشمی به او ناسزا گفت که او را به وحشت انداخت.هرگز کسی را اینقدر عصبانی ندیده بود، اگرچه درشکه چی بعد از آرام گرفتن با اطمینان خاطر به او گفت که تقصیر او نبوده اما یوستس احساس گناه می کرد و دیگر تجربه ی پیشدرشکه چی را تکرار نکرد.





نوع مطلب : ترجمه پیشرفته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه